ابراهيم عاملي ( موثق )
91
تفسير عاملي ( فارسي )
اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ « يعنى بنام خدا دل آرام است ، پس نتيجه ى كار دل را خدا ميداند ، چون در قرآن است » وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه « يعنى نتيجه سرزمين خوب باذن خداوند است . تفسير صفى در اين معنى چنين گفته است : نيست از ده قصد تعيين عدد داد واجب را نباشد حصر و حد كرد تعيين عدد بر اهل حسّ كوست بر پاداش خيرى ملتمس و آنكه باشد طاعت او را ازو داد كى بود پاداش فعلش هيچ ياد مرحبا آن عشق جمع پاكباز كه يك از ده مىندارد هيچ باز او همى خواهد كه ميرد پيش دوست نه عوض خواهد نه جز در بند اوست كى به ياد او جزا و خدمت است يا كه اين رنجست و اين يك راحتست شرح اين بايد نوشت از خون دل نيست جايش در كتاب و در سجل من بسى اين راه را پيموده ام تا چه دانى در چه حالى بودم عشق خواهد كاين ميان افشا شود تا كه عاشق تند و بىپروا شود گر نيابى مستمع در جستجو سر فرو در چاه كن با خويش گو همچون او كو سر فرو در چاه كرد خاكرا از سرّ خويش آگاه كرد گفت من بودم نهان در ذات خود داشتم عشقى چنان بر ذات خود عشق بر افشاى رازم چاره كرد پرده ى خلوت نشين را پاره كرد از هويّت آمدم سارى شدم شاه بودم رند بازارى شدم عشق مستى كرد و رسوائى گرفت راه فرق از جمع يكتائى گرفت جلوه گر شد عشق و عالم خلق شد جامه ى شه بود ديبا دلق شد چشم چون افكند از نزديك و دور ديد معشوق است يك جا در ظهور جست تيرى از كمان غيرتش شد نشان غير آنچه بد در جلوتش ديد باقى در سرا جز يار نيست جلوه گر از غير او ديّار نيست هست تنها در همان خلوت كه بود جمع و فرقى نيست با غيب و شهود